Description
«درختِ من»
چنان ارواحِ سرگردان به هرسو می روم خسته
خدایا! تا به کِی باشم چنین بیتاب پیوسته؟
ندانستم درختِ من به هر خاکی نمیروید
و من هستم به خاکِ خود، بدین اندازه وابسته
ندارم هیچ پیوندی به این دنیای وانفسا
دلم تنگ است و میخواهد صدای پاکِ گلدسته
رَوَد از پیشِ چشمانم رژه تصویرِ شهر من
خیابانها و بازار و محلها، نقش برجسته
کنون در اینسوی عالم به بوی باده عطشانم
به داد من برس ساقی! سبو و جام بشکسته
.
.
.

Reviews
There are no reviews yet.